على محمدى

406

شرح اصول استنباط ( فارسى )

و اسلام‌شناس گردند چون اگر همه هجوم آورند اختلال نظام زندگى پيش مىآيد امّا چرا از هر فرقه و قومى يك طائفه و دسته هجرت نمىكنند و اين مسئوليت سنگين را و واجب كفائى را انجام نمىدهند كه بيايند و فقيه در دين شوند و سپس در آنجا جا خوش نكنند بلكه به ميان قوم خويش برگشته و شغل انبياء را كه همانا انذار قوم هست به انجام برسانند باشد كه قوم بر حذر شوند و از عذاب الهى بترسند حال كيفيت استدلال به آيه : كلمهء لينذروا فعل امر است و نتيجهء تفقه در دين و قطعا بر آنكه هجرت كرده و دين‌شناس گرديده انذار قوم واجب است و آيه از اين حيث مطلق است يعنى شامل مىشود هم انذار به صورت خبر واحد را و هم به صورت متواتر را وقتى كه انذار براين طائفه متفقهه واجب است گرديد متقابلا قبول و بر حذر شدن هم بر قوم واجب مىشود و گرنه وجوب انذارى عبث بوده و كار قبيح از مولاى حكيم صادر نمىشود پس از اطلاق آيه حجيت قول منذر واحد هم مستفاد است . سومين آيه آيهء كتمان است : قوله تعالى « 1 » : « إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » . يهوديان حقائق را كتمان نموده و با اينكه پيامبر اسلام را مثل فرزندان خود مىشناختند ولى هنگاميكه حضرتش ظهور نمود زير بار نرفته و حقايق را كتمان نمودند حال آيهء شريفه بالمطابقه دلالت مىكند بر حرمت كتمان چون در پايان لعن و نفرين الهى و همهء نفرين‌كنندگان نثار كتمان‌كنندگان شده و بالملازمه دلالت مىكند بر وجوب اظهار و از اين حيث اطلاق دارد يعنى اظهار به صورت خبر واحد را شامل است به صورت خبر متواتر هم كذلك و اگر بر آگاهان اظهار و تبيين حق واجب شد پس بر مخاطبين و شنوندگان هم

--> ( 1 ) - قرآن ، سورهء بقره .